حسن حسن زاده آملى
416
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
و اعراض آن و همچنين در « رسالهء حدوث » و ديگر مصنّفاتش به چند برهان ، حركت جوهرى را اثبات كرده است و از اساطين حكمت و ائمّهء كشف و شهود اقوالى متين و آرايى رصين در تأييد اين نظر سامى آورده است بلكه به آيات قرآنى و روايات اهل وحى و عصمت در اين موضوع تبرّك جسته است . و در « رسالهء حدوث » تصريحا و در فنّ مذكور « اسفار » تلويحا به حركت در وراى طبيعت نيز ناطق است ؛ و اين سخن به ظاهر گران آيد كه ماوراى طبيعت چون فاقد مادّه و استعداد است حركت در آن راه ندارد ، و لكن حركت حبّى أوسع از حركتى است كه فيلسوف مىگويد . حركت حبّى را از صحف عرفانيّه طلب بايد كرد . در چندين جاى « فصوص » محيى الدين عربى و شرح قيصرى بر آن از حركت حبّيّه بحث شده است . از آن جمله در فصّ موسوى گويد : « الحركة أبدا انّما هى حبّيّة و يحجب الناظر فيها بأسباب أخرى ، و ليست تلك و ذلك لأن الأصل حركة العالم من العدم الّذى كان ساكنا فيه الى الوجود ، و لذلك يقال : ان الأمر حركة عن سكون فكانت الحركة الّتى هى وجود العالم حركة الحبّ » . صدر المتألّهين پس از اثبات حركت جوهرى نتيجه مىگيرد و تصريح مىفرمايد كه : عالم حادث به حدوث زمانى است و فيض قديم ، كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ « 1 » . همچنانكه اين نتيجه از كلمات اهل عرفان نيز مستفاد است . و تفصيل اين مطالب موكول به استقصاى بحث در حركت و در صنع و در ابداع است ، لعل اللّه يحدث بعد ذلك أمرا . پس دانسته شد كه عالم در نزد قاطبهء اهل علم با كثرت تفاوت مراتب و درجاتشان حادث است به حدوث ذاتى و در نزد اكثر به حدوث زمانى هم . آنكه گفتهايم : « چنان كه به تجلّى ذات به اسم قهّار همهء آنها منمحى مىشوند » در نزد اهل تحقيق أعنى مشايخ اهل عرفان ، تجلّى ذات قيام قيامت كبراى انسانى است . علّامهء قيصرى در فصّ آدمى « شرح فصوص » ص 86 گويد :
--> ( 1 ) - سورهء قصص 28 - آيهء 88 .